با کمترین صدا
نابود می شود
برای پرواز نباید اضافه وزن داشت .
با کمترین صدا
نابود می شود
برای پرواز نباید اضافه وزن داشت .
پاسخم بی پرسش
تا به کی خواهد ماند
آینه را نمی توان در آینه دید
نادانترین بشر
نادانترین خدا
پروردگار اوست
انسان حتی زمان افتادن یک سیب را هم
نمی تواند پیش بینی کند
در برکه ی زمین
وارونه گشته است
برخی ماهی ها قلاب بدون کرم را
هم گاز می زنند .
از ترس سایه اش
پنهان نمی شود
کاخ عشق بر روی سطح آ ب بنا
شده است .
با یاری تفنگ
احیا نمی شوند
عمق خوشبختی را نمی توان اندازه
گرفت .
آیینه ارزشی
پیدا نمی کند
ماهی ها در سراب غرق می شوند.
از هم قفس شدن
تا هم نفس شدن
بسیار فاصله ست
هیچ رودخانه ای را نمی توان با
سیم خار دار مسدود کرد .
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی و اشکی نریخته می ماند . سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده دراین سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت من و تو ! بعد از تو در آسمان زندگیم مهر و ماه نیست . بعد از من آسمان آبی است؟ آبی مثل همیشه! آبـــــی! 
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش وقتی آرزویی میکنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلبمان را بشنود.
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونهباز من دیوانه ام مستم
باز میلرزد دلم و دستم ام را تیغ
های! نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی دل ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است